12/5/90
ش.ن آهنگ
ساز، تنظیم کننده و خواننده پاپ، یه شعر 2 در 4 می خواست که یک سری واژه های خاص
توش باشه. به سرم زد تا این شعر و بگم. احتمالا یه روزی این آهنگ رو بخونه.
چه غروبی زیر بارون توی دلتنگی پاییز
یک فرشته در سیاهی در میان سبز جالیز
کاش تو
غربت مرده بودم تو نبودی در خیالم
من یه
عمره صاف و صادق عاشق عشق محالم
ای خدایا این
سرابه یا امیدی در سیاهی
ساعت من ساعت
3 عاشقم کرد با نگاهی
آن فرشته روبرویم گشته ام محو تماشا
خاطراتم همچو رگبار می زند بر فرغ رویا
گریه کردم دل سپردم سادگی کردم دوباره
من به یمن نفس تو می رسم تا به ستاره
ای خدایا این
سرابه یا امیدی در سیاهی
ساعت من ساعت
3 عاشقم کرد با نگاهی
اوج لذت با تو بودن زندگی چقدر قشنگه
کاشکی
باشی دیگه با من لحظه ها رنگ و وارنگه
توی شادی خنده ماسید بر لبم با یک خیانت
ای خدایا این چی بوده واقعیت!؟ خواب غفلت!؟
ای خدایا این
سرابه یا امیدی در سیاهی
ساعت من ساعت
3 عاشقم کرد با نگاهی